لوازم تزیینی، اگرچه اندازه کوچکی دارند، اما نقش مهمی در طراحی کلی دارند و نقش پایانی را ایفا می کنند. طراحی آنها تزیین دلخواه نیست، بلکه از یک منطق رسمی قابل درک و طنین ذاتی با استفاده مورد نظر پیروی می کند. اصل اصلی ابتدا در همزیستی هماهنگ فرم و موضوع نهفته است. خطوط، تناسبات و بافت لوازم جانبی باید شخصیت شیء مورد تزئین را تکمیل کنند-منحنیهای نرم سردی یک جسم سخت را ملایم میکنند، در حالی که خطوط تمیز تنش معنوی را به جسم گرم القا میکنند و به جای یک تکه تکهای گیجکننده، یک کل مکمل بصری ایجاد میکنند.
ثانیاً، این در مورد وحدت پیشنهاد عملکردی و فرافکنی احساسی است. لوازم جانبی عالی اغلب سرنخهای استفاده را بهطور نامحسوس منتقل میکنند. به عنوان مثال، ضخامت یک دسته نشان می دهد که چگونه آن را نگه دارید، و روکش آویز حس سبکی را منتقل می کند. به طور همزمان، از طریق گرمای رنگ و نمادهای فرهنگی الگوها، خاطرات عاطفی را در بیننده تداعی می کنند و جسم سرد را با فضایی قابل دسترسی آغشته می کنند. این طراحی که استعاره عملی و طنین روانشناختی را متعادل می کند، لوازم جانبی را فراتر از دکوراسیون صرف می کند و آنها را به رسانه ای احساسی بین افراد و اشیا تبدیل می کند.
علاوه بر این، شامل کنترل دقیق مقیاس و ریتم است. اندازه، محل قرارگیری و کمیت لوازم جانبی باید از جریان بصری پیروی کند و از پنهان شدن یا پنهان شدن کامل خودداری شود. در چیدمان کلی، از فضای سفید مناسب و تغییرات چگالی برای ایجاد حس تنفس استفاده می کند و به چشم اجازه می دهد حرکتی متعادل و دلپذیر را تجربه کند. استفاده محدود از مقیاس تضمین می کند که هدف تزئینی با حفظ وضوح عملکرد اصلی محقق می شود.
در نهایت، سازگاری با فرهنگ و زمینه وجود دارد. ترجیحات زیبایی شناختی مناطق و دوره های مختلف به لوازم جانبی معانی منحصر به فردی می بخشد. الگوهای سنتی می توانند گرمای میراث فرهنگی را ادامه دهند، در حالی که زبان مینیمالیستی معاصر به دنبال سادگی است. طراحی باید تعادلی بین تشخیص پذیری و پذیرش فرهنگی پیدا کند، و اجازه دهد لوازم جانبی به طور دقیق درک شوند و در یک زمینه خاص طنین انداز شوند.
بنابراین، طراحی لوازم تزئینی یک استنتاج جامع از فرم است که روح و عملکرد را منعکس می کند و احساسات را برمی انگیزد. جزئیات کوچک را با نظم و معنی آغشته می کند و بی صدا عمق و سبکی ملموس به اشیا و زندگی می بخشد.

